از ویزگی های یک هنر اصیل این است که تا عمق جان و روح و روان مخاطبان نفوذ میکند و سالها و سالها ماندگار و جاودان می ماند.
بی شک،
ربنای شجریان،
اثری است هنری که در شرائط خاص روحی و روانی ،
آفریده شده است.
به همین خاطر هم هست که تا این اندازه در عمق جامعه نفوذ کرده است.
این هنر هنرمند است که میتواند از صدها مبلغ و رسانه و تبلیغات موثر تر باشد.
یک هنر اصیل.
البته، همیشه یک هنر اصیل،خدائی هم هست.بی شک خواست و اراده الهی در یک هنر اصیل و واقعی هست.
دیشب،
با تعدادی از همکاران،
افطار را در محل کارمان ماندیم.
آن سه نفر دیگر حداقل ده سال از من جوانتر بودند.
وقت اذان،
از کامپیوتر،صدای ربنا را پخش شد و بعد هم یک ام پی تری اذان.
بدون نیاز به رادیو و تلویزیون درندشت.
ربنا، همه ما را به یاد خیلی از خاطرات گذشته انداخت.
تقریبا" همه ما ماه رمضان هایمان را با ربنای شجریان به یاد می آوریم.
این هم،
ربطی به رادیو و پخش از رادیو ندارد.
میخواهد پخش کند و یا نمیخواهد پخش کند.
هر چقدر این صدا و سیما از این کارها بکند،
منفورتر و منفورتر خواهد شد و بیشتر و بیشتر از چشم جوان ها خواهد افتاد.
صدا و سیمائی که حرمت هنرمندان اصیل و فاخر یک ملت را نگاه ندارد بی شک از ملت نیست و بیخود هی از گرده این ملت برایش خرج میشود.
این هم صفحه اختصاصی برای پخش یا دریافت ادعیه ماه مبارک رمضان با صدای جاودان استاد محمد رضا شجریان
دوست داشتم این روزها که سوار تاکسی میشوم و صدای رادیو را می شنوم هی صدای محمد نوری را بشنوم و هی صدای محمد نوری را بشنوم و هی صدای محمد نوری را بشنوم.
اما صدا و سیمای ما این قدر معرفت ندارد.
اگر داشت،
من سالی یک بار به رادیو گوش میدادم و دو بار به این صفحه تلویزیون نگاه میکردم.
بعضی وقت ها فکر میکنم این جعبه جادویی جقدر به جعبه آشغال شبیه است.
خدا رحمت کند همه درگذشتگان را.

متن و آهنگ یکی از آهنگ های قشنگ و جاودانه مرحوم محمد نوری:
ما برای پرسیدن نام گلی ناشناس
چه سفر ها کرده ایم
چه سفر ها کرده ایم
ما برای بوسیدن خاک سر قله ها
چه خطرها کرده ایم
چه خطرها کرده ایم
ما برای آنکه ایران خانه خوبان شود
رنج دوران برده ایم
رنج دوران برده ایم
ما برای آنکه ایران گوهری تابان شود
خون دل ها خورده ایم
خون دل ها خورده ایم
ما برای بوییدن بوی گل نسترن
چه سفر ها کرده ایم
چه سفر ها کرده ایم
ما برای نوشیدن شورابه های کویر
چه خطرها کرده ایم
چه خطرها کرده ایم
ما برای خواندن این قصه عشق به خاک
رنج دوران برده ایم
رنج دوران برده ایم
ما برای جاودانه ماندن این عشق پاک
خون دل ها خورده ایم
خون دل ها خورده ایم
دریافت

نقل مطلب خبرگزاری مهر:
مهر: پیرمرد «گیلکی» سینما، تلویزیون و تئاتر کشور از بیتوجهیها بغض سنگینی داشت، اما صبور بود و جنجال نمیکرد و با آرامش درد دل میکرد و میگفت اینکه یک قبر مجانی سهم هنرمندان از توجه مسئولان باشد نوعی توهین است.
حدود دو سال پیش بود که فهمیدیم ملک مطیعی گاهی برای مدتی به کرج میآید و در این شهر زندگی میکند. پس از فهمیدن این مطلب با او تماس گرفتیم و به همراه چند تن از دوستان علاقمند به هنر به منزلش رفتیم.
او با ما بسیار مهربانانه رفتار کرد. شاید مهربانتر از کسی که برای اولین بار شخص دیگری را میبیند. در منزلش احساس راحتی میکردیم و واقعا حس میکردیم که با یک هنرمند مردمی روبرو هستیم.
خانهاش ساده بود اما در عین سادگی، صفا و صمیمیتی خاصی داشت. تا جایی که به عنوان مهمانهایی که برای اولین بار به آنجا میرفتیم، در آن خانه احساس راحتی میکردیم و از این که در محضر یک هنرمند مهربان نشستهایم، حس خوبی داشتیم.
خانهاش ساده بود و از تجملات خانههای این روزگار، آثار چندانی در آن به چشم نمیخورد اما در اوج سادگی، صمیمیتی داشت که شاید در بسیاری از خانههای تجملاتی نتوان آن را یافت. مثل بسیاری از هنرمندان دیگر، خانهاش فضایی هنری داشت و بسیاری از وسایل آن حس هنری را به مخاطب انتقال میداد.
پیدا بود میانهاش با اهالی مطبوعات چندان بد نیست ضمن اینکه به راحتی حرف خود را به زبان میآورد و از اینکه از بیتوجهی مسئولان و دستگاههای فرهنگی گلایه کند، واهمهای نداشت. آن روز گذشت و ما چندماه بعد دوباره به منزل ملک مطیعی در کرج رفتیم و او باز هم با ما مهربانانه برخورد کرد و صبورانه به سئوالهای ما که بسیاری از آنها مثل بعضی از سئوالهای خبرنگاران، خسته کننده و تکراری است، پاسخ گفت.
وقتی حرف میزد به یاد «غلام شیش لول بند» مهربان «زیر آسمان شهر» میافتادم و خوشحال بودم که ملک مطیعی در زندگی واقعیاش هم مثل «غلام شیش لول بند» مهربان است و شخصیتش با نقشهایی که معمولا بازی میکند، فاصله چندانی ندارد.
این بار بیشتر از قبل گلایه کرد یا شاید ما نسبت به قبل، سئوالهای خبریتر و جدیدتری پرسیدیم و به این سئوالها که مثلا اولین بازیاش در چه فیلمی بوده یا چند سال دارد، اکتفا نکردیم.
او حرفهای زیادی زد، از خاطرات شیرینش گفت اما از گلایهها هم گفت و ما فهمیدیم که هنرمندان پیشکسوت سینما، تئاتر و تلویزیون گلایههای به حق و به جایی از دستگاههای فرهنگی دارند و حق دارند که گاهی این گلایهها را به زبان آورند.
آن روز ما فهمیدیم که کسی که مردم را میخنداند، ممکن است خودش نیز از نامردمی زمانه و بیتوجهی دستگاههای فرهنگی، دردها و بغضهایی در دل داشته باشد که تنها گاهی فرصت بیان آنها پیش میآید.
آن روز ملک مطیعی درد دلهای شخصی خود را نگفت، دردها و مشکلاتی را گفت که بسیاری از هنرمندان پیشکسوت با آنها مواجه هستند و بسیاری از آنها که از بین ما رفته و به دیار معشوق حقیقی کوچ کردهاند نیز آنها را تجربه کردهاند.
دستگاههای فرهنگی تنها در کلام، متولی امور هنرمندان پیشکسوت هستند
آن روز ما به خاطر نامردمی زمانه حسرت خوردیم و دریافتیم که دستگاهها و مسئولان فرهنگی کشور توجه زیادی به حل مشکلات هنرمندان پیشکسوت ندارند و بسیاری از آنها تنها در کلام، متولی امور این هنرمندان و حل مشکلات آنها هستند.
ملک مطیعی در خصوص وزارت ارشاد و عملکرد آن میگفت: «وزارت ارشاد وظایف خود در مقابل بازیگران پیشکسوت را انجام نداده و در حق آنها اجحاف کرده است.»
این پیشکسوت بازیگری ادامه داد: «با وجود اینکه بازیگران پیشکسوت برای ارتقای سطح هنری کشور از سالها پیش تلاش کردهاند اما وزارت ارشاد بسیاری از نیازهای آنها را تامین نکرده و در این زمینه به وظایف خود کم توجه بوده است.»
این هنرمند اظهار داشت: «در حال حاضر وزارت فرهنگ و ارشاد ماهیانه بین 110 تا 120 هزار تومان به بازیگران پیشکسوت پرداخت میکند که این میزان جوابگوی بسیاری از نیازهای آنها نیست.
بسیاری از پیشکسوتان بازیگری سالها مشکلات مختلف را به جان خریده و با وجود همه مسائل به کار خود ادامه دادهاند و اگر پایداری آنها نبود، شاید وضعیت کیفی بازیگری در کشور به سطح کنونی نمیرسید.»
ملک مطیعی عنوان کرد: «هیچ خانوادهای نمیتواند با ماهی 120 هزار تومان زندگی بگذراند و از این جهت، ارشاد در حق بازیگران پیشکسوت اجحافی بزرگ کرده است.
البته ممکن است برخی از این بازیگران کارمند اداره، شرکت و ... دیگری باشند و از محل دیگری هم حقوق بگیرند اما تعداد این گونه بازیگران کم است و بخش قابل توجهی از آنها تنها از وزارت فرهنگ و ارشاد حقوق میگیرند.»
سهم پیشکسوتان از توجه ویژه مسئولان تنها یک قبر رایگان است
ملک مطیعی در بخش دیگری از سخنان خود نیز بیان کرد: «سهم پیشکسوتان بازیگری از توجه ویژه مسئولان تنها یک قبر رایگان در قطعه هنرمندان بهشت زهراست که این امر از کم توجهی به وضعیت این بازیگران حکایت می کند.
این پیشکسوتان از سالیان گذشته برای پایداری هنر اجرای نقش در کشور تلاش کردهاند و کم توجهی به وضعیت آنها حق آنها نیست.»
هنرمند تئاتر، سینما و تلویزیون ادامه داد: «پیشکسوتان بازیگری در سنین پیری و از کارافتادگی بیشتر از مواقع دیگر به حمایتها و توجه خاص مسئولان نیاز دارند و نباید به گونهای عمل شود که همه زحمات آنها نادیده گرفته شود.»
زمانه، زمانه جولان افرادی شده است در حد و اندازه های جناب ده نمکی.
از ماجراهای بعد از انتخابات با این صدا و سیمایی که فقط پول این ملت را میگیرد و نفله میکند،هنر کش است و هنرمند کش،قهر بودم و دوست داشتم در این ایام نوروز باز با محمد حسین و محمد صادق بنشینم و سریال مثل مهران مدیری را تماشا کنم و از آن لذت ببرم اما شنیدم که مدیران سیما با سریال دارا و ندار جناب ده نمکی برنامه های خودشان را بسته اند و این فرصت آشتی ام با صدا و سیما هم ابتر ماند.
اخراجی های اول و اخراجی های دوم را و ده نمکی را خوب می شناسم و لازم نمیدیدم که وقت خودم را به دیدن چنین سریالی تباه کنم. اما ا مروز که در فضای وب گشت و گذار میکردم نمونه های فراوانی از بیزاری اهالی سینما و سیما و از مردم عادی از این سریال دارا و ندار دیدم که به همراه نامه جناب مختاباد در انتقاد از صدا سیما مایه تاسف برای خودم و برای چنین صدا و سیمایی که هنرکش و هنرمند کش شده است، گردید.
وقتی راه یک رسانه از مردم جدا میشود، هر روز بیشتر از دیروز به گم راهی و سقوط و از دست دادن جایگاه خود در میان اهالی هنر و مردم عادی پیش میرود و این یعنی مرگ و سقوط:
١- نامه جناب مختادباد هنرمند محبوب و استاد موسیقی اصیل ایرانی
پخش دو تصنیف از سیدعبدالحسین مختاباد، خواننده و آهنگساز موسیقی سنتی ایرانی در ویژهنامه نوروزی شبکه دو با اعتراض این خواننده روبهرو شد.
مختاباد در یادداشتی برای خبرآنلاین نوشته است: «این کارها دو سال قبل خوانده شد و در برنامه نوروزی دو سال قبل پخش شد، اما دستاندرکاران شبکه دو و برنامه نوروزی ویژه آن با عدم حذف عنوان «زنده» از روی تصویر پخش شده این تصور را برای بینندگان ایجاد کردند که اجرای من متعلق به نوروز 89 است.»
در بخش دیگر یادداشت این خواننده آمده است: «صدا و سیما نشان داده است که هیچگاه نتوانسته است رسانهای بیطرف و منصف، به خصوص برای اهالی موسیقی و از جمله هنرمندان شاخص این شاخه باشد و جالب این که این طرفیت را در سخنان مجری همین برنامه، که وظیفهاش اجراست و نه داوری درباره خوبی و بدی آثار پخش شده هم دیدیم که ایشان درباره یکی از کارهای من در نقش یک کارشناس موسیقی ظاهر شدند و اظهار لحیهای هم کردند.»
مختاباد در ادامه نوشته است: «طبیعی است که تا زمانی که صدا و سیما چنین سیاستهای مغرضانهای را در برابر هنرمندان ادامه دهد، اعتماد مردم و اهل هنر به این رسانه سستتر از گذشته خواهد شد و به همین دلیل است که رسانهای که سالانه بیش از 500 میلیارد تومان بودجه را صرف میکند در رقابت با رسانههایی که یک بیستم وی هم بودجه ندارند، سرافکنده و شرمسار و شکستخورده میدان را به حریفان واگذار میکند.»
در بخش پایانی یادداشت سیدعبدالحسین مختاباد آمده است: «باید برای این مجری عزیز که هر روز بهمدت سه ساعت آن هم هر روز صبح با حرفهای تکراری خود و کارشناسان مادامالعمرش زمین وآسمان را بههم میبافد این مثل و تذکر ایرجمیرزا به عارف قزوینی را بنویسم که (تو شاعر نیستی تصنیف سازی)، عزیز برادر شما یک مجری عادی رادیویی هستید و هیچ یک از رفتارهایت به یک مجری تلوزیونی شبیه نیست اما چه باید کرد که شاعر گفته است: اگر ساقی صاحب نظری داشت / میخواری و مستی ره و رسم دگری داشت».
٢- نامه رشیدپور به ده نمکی
سلام آقای ده نمکی . سال نو مبارک . بابت پروژه ی سنگین دارا و ندار به شما و همکارانتان خسته نباشید می گویم . می دانم که این روزها مشغله ی کاری فراوان دارید . اما انتظار دارم که این چند خط را به دقت بخوانید و اجازه می خواهم که در محضر افکار عمومی شما را با عنوان رسمی خطاب کنم.
جناب آقای ده نمکی
با کنجکاوی تمام اولین قسمت سریال شما را تماشا کردم و آنچه اینک می نویسم مفهوم نقد ندارد که با تماشای قطره ای از یک اثر چندین قسمتی نمی توان منصف بود . همین مقدار بگویم که به نظر می رسد در شغل جدید پیشرفت کرده اید و آخرین ساخته ی شما از آثار بسیاری از مدعیان بهتر است .
قبلا خیال می کردم که عوض نشده اید و اصول و ریشه های شما تغییری نکرده و تنها نوع بیان دیدگاهتان را تغییر داده اید که از این بابت در مصاحبه های متعدد تلویزیونی و مطبوعاتی به شما تبریک و خوش آمد گفتم . اما حالا احساس می کنم که قضاوتم اشتباه بوده . شما کاملا تغییر کرده اید.
جناب آقای ده نمکی
من اخراجی های نخستین حضرتعالی را در جشنواره تماشا کردم و شوخی های هنجار شکن اخلاقی در این فیلم را به ذوق زدگی در ورود به عرصه ی سینما نسبت دادم و با لبخندی از کنار آن گذشتم
اخراجی های واپسین را در دفتر کارتان دیدم و اصرار شما بر استفاده ی مجدد از هجو اخلاقی در بعضی از سکانس ها را به استقبال تاسف برانگیز عده ای سینما دوست (!) مربوط دانستم
اما حالا کاملا مطمئن شدم که عوض شده اید و حاضرید برای جلب مخاطب به ماجراجویی های هنجارشکن ادامه بدهید
جناب آقای ده نمکی
اگر اهالی سینما از وجود برخی محدودیت ها گلایه می کنند منظور آنها مسائل اخلاقی و خطوط قرمز خانوادگی نیست . بسیاری از ایشان از خانواده هایی کاملا سنتی و اخلاق گرا هستند و هرگز حاضر نمی شوند که اصول مورد احترام خانواده های نجیب ایرانی را زیر سوال ببرند که اگر چنین بود هرگز سینمای پیش از انقلاب تا این اندازه منفور نمی شد . خوشحال می شدم اگر از رانت های ویژه برای شکستن برخی محدودیت های خنده دار استفاده می کردید و نه شوخی های افسار گسیخته با حریم حرمت اخلاقی خانواده ها . لطفا عصبانی نشوید . بی راه نمی گویم
من اولین قسمت سریال شما را به همراه خانواده ام تماشا کردم و در یک سکانس خاص جز شرمندگی و خجالت پاسخ دیگری برای اهالی منزل نداشتم
جناب آقای ده نمکی
شما مجاز نیستید با شوخی های سبک و غیر اخلاقی مردم را بخندانید . بسیاری از خانواده ها این اجازه را به شما نمی دهند . به یاد بیاورید که در یک سکانس از دارا و ندار با حضور چندین دختر جوان به صورت پیوسته از صحنه دار بودن پروژه (!) و یا پاره شدن یک بازیگر صحبت می کنید . مینا و سیمای اخراجی ها هم که جای خود دارد
جناب آقای ده نمکی
فراموش نکنید که زمانی نه چندان دور در سوگ خدشه دار شدن اصول اخلاقی جامعه از قلم و بسیاری چیزهای دیگر هزینه کرده اید و با کارگردانی فقر و فحشا خود را در مقام مدافع اصول اخلاق و خانواده نشان داده اید
هنوز بسیاری از مردم شما را انسانی اصول گرا و بازمانده از جبهه و جنگ می دانند و نمی خواهند باور کنند که شما آب پاکی روی دستشان ریخته اید
جنای آقای ده نمکی
سینما با تلویزیون فرق دارد . سابقه ی تلاش من در این رسانه بسیار بیشتر از شماست و دقیقا به خاطر همین سابقه به خودم اجازه نداده ام که از هر ترفندی برای جذب مخاطب استفاده کنم . برادرانه از شما می خواهم که چنین نکنید
جناب آقای ده نمکی
این رسانه بی رحم است و با کمی صبر تمام حقیقت ها را عریان می کند . به تن پوش هشت میلیارد تومانی مغرور نشوید که بسیار خطرناک است . به تمسخر گرفتن اصول اخلاقی جامعه هرگز بخشودنی نیست . این مردم لبخند می خواهند اما نه به هر قیمتی
٣- نامه یک نا نوکیسه به ده نمکی
آقای ده نمکی عزیز
سلام
به رسم ادب، ابتدا خود را معرفی می کنم:
نوکیسه نیستم، از چندین نسل قبل گرفته تا چندین نسل بعد هم در خاندان من مرفه از هر نوعی پیدا نمی شود، تا به حال نه پایم را از این مملکت بیرون گذاشته ام و نه با هیچ وسیله ارتباطی با احدی در خارج از این مملکت درد دل نکرده ام، حدود 10 سال است که پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه، جز انواع و اقسام بانک های دولتی و خصوصی، وامدار هیچ گروه و دسته ای نبوده ام، در تمام این مدت خدا را شاکر بوده ام که نان حلال را در سفره من قرار داده است هر چند که این نان و سفره را در 600 کیلومتری محل سکونت پدر و مادر خود و همسرم قرار داده است، جز از سر یک تفریح ورزشی، آن هم در فوتبال، همه تلاشم در زندگی بر یکرنگی و پرهیز از رنگ به رنگ شدن بوده است و ... .
آقای ده نمکی عزیز
همه اینها را گفتم تا بگویم با نوشتن این یادداشت، هیچ وصله ای به من نمی چسبد، حتی اگر از جنس وصله هایی باشد که در وبلاگت به منتقدان آخرین ساخته ات چسبانده ای.
برادر عزیز
نوشته های وبلاگت و تعرض غیر منصفانه اخیرت به منتقدان کارهایت نشان می دهد که طریق کارت عوض شده است ولی هنوز افکارت بر همان پاشنه می چرخد که: من حقم و هر که با من نباشد ناحق.
برادر عزیز
من نه چیزی از اصول کارگردانی سر در می آورم نه ادعای نقد و ارائه دیدگاه هنری دارم و نه خیلی چیزهای دیگر. اما دلم نمی خواهد به شعورم توهین شود.
دلم نمی خواهد هر چیز بی ارزشی را با رنگ و لعاب ارزش به من و نسل من قالب کنند.
دلم نمی خواهد لودگی و بی نزاکتی را به اسم طنز فاخر به خورد من و امثال من بدهند.
دلم نمی خواهد رکورد شکستن یک فیلم، به بهای ترک برداشتن باورهای دیرینه و احترام برانگیز نسل من تمام شود.
دلم نمی خواهد یک سابقه مقبول در یک زمینه مشخص، جوازی باشد برای معیار شدن در هر زمینه ای.
و خیلی دلم نمی خواهدهای دیگر که یقینا دلتان نمی خواهد بدانید.
همانطور که دلتان نمی خواهد بشنوید.
برادر عزیز
دارا و ندارتان حداقل از دیدگاه من، که یقینا از دسته داراها نیستم ولی با ندارها آشنایی افتخار آمیزی دارم نه هجویه ای بر نوکیسه گی که ریشخندی بر تعهد هنر در قبال این قشر است. همان طور که اخراجی های 1 و 2 ، بیشتر از آنکه شرح مقام والای گام نهادن مجید سوزوکی ها در مسیر مستقیم باشد، تصویرسازی جوک ها و پیامک های دست دوم و سومی بود که ... .
برادر عزیز
لطفا قبل از دست به قلم شدن، یکبار دیگر بخش معرفی ابتدای یادداشت را بخوانید.
نعت و ستایش محمد مصطفی(ص) در ادب پارسی و در میان شاعران و سخنوان و اندیشمندان جایگاه ویژه ئی دارد. همه آنها بهترین اشعار خود را حاصل زیباترین و عرفانی ترین لحظات تفکر و تعمق در احوالات و اخلاق و سجایای اشرف مخلوقات و سرور کائنات جهان حضرت ختمی مرتبت محمد محمد مصطفی (ص) میدانند و کلام و دیوان خود را نمیگشایند مگر به ذکر مناقب و سجایای اخلاقی و مدح و منقبت آن وجود نازنین. در این جا بخش هائی از گفته های شاعران و ادیبان را گرد آورده ام در باب وجود اشرف خاتم پیامبران حضرت محمد مصطفی(ص):
محتشم کاشانی:
ای بر همه انبیا، مقدم وی راهنمای ولد آدم
منشور شریف امر و نهیت یک نکته نه بیش بوده، نه کم
دستور تو هرچه هست، متقن آیات تو هرچه هست، محکم
در خاطر توست آنچه در دهر انجام دهد قضای مبرم
دین تو که در خور خلود است دستور تحرک و صعود است
معلم دامغانی:
باور کنیم، رجعت سرخ ستاره را میعاد دستبرد شگفتی دوباره را
باور کنیم، ملک خدا را که سرمد است باور کنیم سکه به نام محمد است.
محمد علی مردانی:
بر سر کوی تو هر که راه ندارد وای به حالش که داد خواه ندارد
نام تو نازم که در صحیفه هستی فاصله جز (میم)، با اله ندارد
خواند احد، (احمد)ت، از آنکه به عالم غیر تو کس این مقام و جاه ندارد
بس که بلند است قاف قدر تو، ای جان چرخ، بر آن پایگاه، راه ندارد
ختم به نام تو شد رسالت و دنیا بعد تو جز عترتت پناه ندارد
بعد تو غیر از دوازده وصی تو عالم اسلام، پادشاه ندارد
درس عفاف از بشر ز فاطمه (س) گیرد روز جزا نامه سیاه ندارد
روشنی طلعت حسین و حسن (ع) را نیر تابان و نور ماه ندارد
لرزد و ریزد بنای گنبد گیتی دست ولایت گرش نگاه ندارد
کیست که چون از پس مباهله آید جز علی و آل او سپاه ندارد؟
جز در احسان مهدی (ع) تو به عالم امت پاکت پناهگاه ندارد
جز به تو گوید خدا درود به وصفت؟ گر شکند سر، قلم، گناه ندارد
شیوه «مردانی » است مدحتت امروز پیش تو فردا، جز این گواه ندارد
خاقانی:
اگر ز عارضه معصیت شکسته دلی
تو را شفاعت احمد کند ضمان به شفا
پی ثنای محمد برآر تیغ ضمیر
که خاص بر قد او بافتند درع ثنا
زبان بسته به مدح محمد آرد نطق
که نخل خشک پی مریم آورد خرما
ز بارگاه محمد، ندای هاتف غیب
به من رسید، که خاقانیا بیار ثنا
ز خشک آخور خذلان برست خاقانی
که در ریاض محمد چرید کشت رضا
در همین زمینه ببینید:
کتاب" جام محمدی" هزار سال شعر پارسی در نعت و منقبت حضرت ختمی مرتبت، رسول اعظم (ص) که به همت رحیم متوسلیان، معاون فرهنگی جهاد دانشگاهی علوم پزشکی ایران چاپ شده است.

در خبرها خواندم که گویا 200 میلیون تومان به هنرمند قبلا محبوب خانم هدیه تهرانی وام داده اند. آن هم توسط سازمان میراث فرهنگی و گردشگری. البته خانم تهرانی از دهانشان در رفت و این را گفتند و بعدها سازمان میراث فرهنگی اطلاعیه دادند که بنده خدا فقط 80 میلیون تومان وام گرفته و چون خیلی ذوق زده شده است فکر کرده است که 200 میلیون است.
شاید هم مابقی کمک بلا عوض بوده است.
خوش به حال هدیه تهرانی.
خوش به حال نیکی کریمی
خوش به حال هانیه توسلی
و حتی خوش به حال بازیگر سریال نرگس که این روزها به رغم ممنوع التصویر بودن
فیلم جدیدش در حال مجوز گرفتن برای اکران است.
خوش به حال این ها که مقامات می آیند و با این ها عکس میگیریند و یا حداقل خداوند به این ها توفیق داده است که با معاون اول ریاست جمهوری مکتبی ترین دولت عکس یادگاری بگیرند.
توفیقشان مزید.

اما بالا غیرتا اگر معاون اول و یا سخنگو و یا مسئول دفتر آقای خاتمی یک چنین عکسی میگرفت باهاش چه کار میکردند؟
رییس فرهنگستان هنر در پیامی درگذشت سیفالله داد را تسلیت گفت.

به گزارش ایلنا ، در متن پیام میر حسین موسوی آمده است:
و آن الی ربک المنتهی گذر از معبر دنیا و نیل به جوار رحمت و کرمش، سنتی است الهی و تغییر ناپذیر، و ما شاهدان حسرت زده عبور عزیزانمان از این گذرگاه، جز تاسف براین داغها و دعای خیر چه می توانیم کرد.
سیفالله داد، یاری ثابت قدم از یاران انقلاب اسلامی در پیش و پس از پیروزی، هنرمندی متعهد و خلاق، مدیری دلسوز و کارشناسی صاحب نظر از خانواده فرهنگستان هنر به سوی معبود و خالق خویش پرکشید.
این ضایعه را به خانواده محترم و معززنشان و به همه اصحاب فرهنگ و هنر تسلیت می گوییم.
ابراهیم حاتمیکیا در پی درگذشت سیفالله داد متنی را منتشر کرد.
به گزارش ایسنا این کارگردان سینما در این متن آورده است:«از خلوتش بگویم. از هم قدمی فراوان در کنار رود راین که گاهی به نرمه اشکی از غربت حضور شیرین میشد. او همسفری بود که اگر نبود، کرخه من به راین نمیرسید.
از مسئولیش بگویم. او بلندتر از مسئولیتش بود و به نظرم جفا بود که عمرش را بجای ساخت فیلمهای فاخرانه در اسارت ساختار هزار توی مدیریت گرفتار کند.
از دوران تختنشینی او بگویم که وقت ملاقاتش همه گرداگرد او بازنده بودیم و او برنده. چنان سخن میگفت که ما از خودمان خجالتزده میشدیم.
از صدایش بگویم که گویی پردهای از مخمل حجب و مهربانی بر آن کشیده بود.
این روزها کمتر میدیدمش، پیامکهای انتخاباتی بیش از خود مفهوم پیامش، حضور با معنی وجودش بود.
ای کاش فیلم تهران سیفالله ساخته میشد.
ای کاش با تلفن خبر نمیشدم. ای کاش آماده بودم. ای کاش این خبر شوخی بود. روحش با اولیاء خدا شاد.»

جناب آقای میرحسین موسوی
با سلام
از آنجا که هنرمند واقعی در جهت رسانیدن جامعه به اهداف و آرمانهای انسانی تمامی قوای خود را مصروف تعالی فرهنگ جامعه خود می نماید ، لذا انتظار میرود که درعرصه های حرکات خود جوش و مردمی خاموشی نگزیده و درجهت نیل به رسالت یاد شده ، شفافیت آرمانهای خود را صریحا بیان کند. درهمین راستا ارکستر ملل به عنوان نهادی فرهنگی و غیر سیاسی ضمن اعلام حمایت معنوی از جنابعالی و آرزوی موفقیت برای شما در عرصه انتخابات سرود ایران جوان ( وطنم وطنم ) را که مدتی است به عنوان اثری شنیداری جهت تهییج روحیات ملی - میهنی توسط ستاد انتخاباتی شما مورد استفاده قرار می گیرد به طور رسمی به جنابعالی تقدیم میدارد. باشد که این یادگار، دست های مودت اهالی فرهنگ و سیاست را در هم بفشرد.
رهبر ارکستر ملل
پیمان سلطانی

متن این سرود:
نام جاوید ای وطن
صبح امید ای وطن
جلوه کن در آسمان
همچو مهر جاودان
وطن ای هستی من
شور و سرمستی من
جلوه کن در آسمان
همچو مهر جاودان
بشنو سوز سخنم
که همآواز تو منم
همه جان و تنم
وطنم، وطنم، وطنم، وطنم
بشنو سوز سخنم
که نوا گر این چمنم
همه جان و تنم
وطنم، وطنم، وطنم، وطنم
همه با یک نام و نشان
به تفاوت هر رنگ و زبان
همه با یک نام و نشان
به تفاوت هر رنگ و زبان
همه شاد و خوش و نغمه زنان
ز صلابت ایران جوان
ز صلابت ایران جوان
ز صلابت ایران جوان
-----------
آهنگ زیبای وطنم وطنم وطنم، اولین سرود ملی ایران است که اخیرا" سالار عقیلی با گروه ارکست سمفونیک بازخوانی کرده است.
دریافت آهنگ وطنم وطنم وطنم
بی شک این نقاشی خواهد ماند.
برخلاف تهمت ها و دروغ ها و افتراهائی که این روزها زده شد:

دیشب اولین فیلم مستند آقای میرحسین موسوی پخش شد و به نظرم عالی بود.خوب توانسته بود فضای انتخاباتی را نمایش بدهد و معرفی اش از طرفداران و شخصیت میرحسین و توانائی هایش در یک زمان محدود، موفق بود.
در اینجا اطلاعات کامل تری درباره فیلم ها و کارگردانان انتخاباتی میرحسین موسوی را جهت استفاده دوستدارانش می آورم:
داریوش مهرجویی، رضا میرکریمی، مجید مجیدی و بیژن میرباقری مستندها و فیلمهای تبلیغاتی مهندس میرحسین موسوی را آماده نمایش میکنند
گروهی از فیلمسازان سرشناس سینمای ایران، کارگردانانی هستند که در روزهای باقیمانده تا فرصت پخش فیلمهای تبلیغاتی از تلویزیون، مستندهای مربوط به مهندس موسوی را میسازند.
شور انتخاباتی مهرجویی
داریوش مهرجویی، فیلمسازی که سابقه کاریاش نشاندهنده استقلال فکری او در طول مدت فعالیت کارگردانیاش است، در این دوره از انتخابات ریاست جمهوری خیلی زودتر از آنکه چهرههای سینمایی وارد عرصه شوند، موضع خود را اعلام کرد و در گفتوگو با روزنامه خبر مشخص کرد که در این دوره از انتخابات حامی مهندس موسوی خواهد بود. او از 10 روز قبل فعالیت خود را برای ساخت فیلم تبلیغاتی مهندس موسوی آغاز کرده است. مهرجویی در این مستند سراغ حمایت گروههای مختلف مردمی و به خصوص جوانان رفته و تصویرگر شور و حال جوانان از این کاندیدای ریاست جمهوری است.
فیلم مهرجویی شامل تصاویری از جوانانی است که در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری به حمایت از موسوی وارد صحنه شده، در خیابانها و مراکز مختلف، تبلیغات انتخاباتی مهندس موسوی را برعهده گرفتهاند. شور و حالی که شاید بتوان گفت، 8 سال قبل همزمان با برگزاری هشتمین دوره انتخابات ریاست جمهوری رخشان بنیاعتماد از حضور جوانان در تبلیغات انتخاباتی در قالب فیلم «روزگار ما» به تصویر کشیده بود. در حال حاضر آمادهسازی این مستند ادامه دارد و شنیده میشود، مهرجویی از نگاهی متفاوت و با برداشتی تازه این مستند تبلیغاتی را میسازد. او ترغیب جوانان برای حضور در انتخابات و اشتیاق آنان را برای تاثیرگذاری بر این رویداد سیاسی را نمایش میدهد براساس برنامهریزیهایی که مهرجویی انجام داده طی هفته جاری ساخت این فیلم تبلیغاتی به پایان میرسد و مستند او روی آنتن تلویزیون خواهد رفت.
مجیدی و میرکریمی در کنار هم
مجید مجیدی، نخستین فیلمسازی بود که نام او به عنوان سازنده فیلم تبلیغاتی مهندس موسوی عنوان شد. هرچند که این خبر در مقاطع مختلف از سوی مجیدی تکذیب شد اما در نهایت حضور مجیدی و گروهش در کنار موسوی در سفرها و برنامههای مختلف نشان داد که خبر اولیه درست بوده و مجیدی سرگرم ساخت فیلم تبلیغاتی مهندس موسوی است. براساس شنیدهها فیلم مجیدی با آنچه که مهرجویی در دست ساخت دارد، کاملاً متفاوت است.
مجیدی در این فیلم پای صحبتهای مهندس موسوی نشسته و فیلم او در تبیین دیدگاههای مهندس موسوی و برنامههای او برای بخشهای مختلف، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است. البته مجیدی به تنهایی فیلم مهندس موسوی را نمیسازد. رضا میرکریمی برای ساخت این مستند در کنار مجیدی قرار گرفته و این دو فیلمساز سرشناس با همکاری یکدیگر مستند را میسازند. مجید مجیدی به عنوان یکی از منتقدان جدی سینمای دوره ریاست جمهوری سیدمحمد خاتمی، با فیلمسازی برای مهندس موسوی نشان داده که قصد دارد، حامی دولتی باشد که خاتمی یکی از همراهان جدی آن است.
اعتراضهای مجیدی به سینمای دوره ریاست جمهوری سیدمحمد خاتمی با جمله معروف «صدای پای ابتذال را میشنوم» آغاز شد و حتی تا 10 ماه قبل و زمان اکران «آواز گنجشکها» ادامه داشت تا این که سیفالله داد، پاسخی مفصل به این انتقادات داده و آن را در اختیار خبرگزاری ایسنا قرار داد. اما رضا میرکریمی که در سه سال اخیر به مدت دو سال مسؤولیت مدیرعاملی خانه سینما را برعهده داشت، دو فیلم مهم سینماییاش را «خیلی دور، خیلی نزدیک» و «زیر نور ماه» را در زمان ریاست جمهوری محمد خاتمی ساخت و حمایت او از مهندس موسوی در این دوره از انتخابات، جریانی طبیعی به نظر میرسد.
میرباقری و یک کلیپ
تمامی فیلمهای مستند تبلیغاتی و کلیپهای مربوط به مهندس میرحسین موسوی در همین دوره انتخابات، زیر نظر منوچهر شاهسواری به عنوان تهیهکننده ساخته میشود. دیگر فیلم تبلیغاتی مربوط به مهندس موسوی که البته یک کلیپ است را بیژن میرباقری میسازد. میرباقری که به عنوان کارگردانی موفق در زمینه کارهای مستند شناخته شد و با نخستین فیلم سینماییاش «ما همه خوبیم» توانست جوایز متعدد داخلی و خارجی را از آن خود کند، به عنوان سازنده کلیپ تبلیغاتی مهندس موسوی در جریان این دوره از انتخابات حضور دارد. بخشهای عمدهای از کار ساخت این کلیپ انجام شده و به زودی پخش خواهد شد.
اولین مستند روی آنتن
شب گذشته اولین مستند انتخاباتی که متعلق به محمود احمدینژاد بود و جواد شمقدری آن را ساخته بود روی آنتن رفت. بهروز افخمی مستند مهدی کروبی را میسازد، افخمی در دوره قبل انتخابات هم مستند تبلیغاتی کروبی را ساخته بود. فیلم تبلیغاتی محسن رضایی هم توسط یک مستندساز تولید میشود.
از سوی دیگر احمدرضا درویش یکی دیگر از فیلمهای تبلیغاتی میرحسین موسوی نامزد دهمین انتخابات ریاست جمهوری را کارگردانی میکند.
به گزارش خبرنگار مهر، درویش که فیلمهای سینمایی "کیمیا"، "سرزمین خورشید"، "دوئل" و... را در کارنامه دارد به تازگی به گروه همراهان سینمایی موسوی پیوسته است. او فیلمی تبلیغاتی میسازد که احتمال دارد با دو مرحلهای شدن انتخابات پخش شود.
مهدی کرمپور هم تعدادی کلیپ برای موسوی میسازد. فیلم اصلی زیر نظر مجید مجیدی به تهیهکنندگی منوچهر شاهسواری ساخته میشود. بیژن میرباقری هم در ساخت این فیلم کمک میکند و رضا میرکریمی کارگردانی فیلم انتخاباتی موسوی را بر عهده دارد.
سیفالله داد، علیرضا رئیسیان و محمدعلی حسیننژاد در کنار هم ساخت فیلمی تبلیغاتی برای موسوی را بر عهده دارند و به نظر میرسد فیلمهای تبلیغاتی این نامزد ریاست جمهوری در یک مجموعه عرضه شود.
حضور سینماگران و هنرمندان در ستاد انتخاباتی موسوی پررنگتر از دیگر ستادهای انتخاباتی است و به نظر میرسد تعداد فیلمهایی که برای وی ساخته میشود بیشتر از دیگر نامزدهای این دوره است.
منبع : خبر و مهر